امروزه بازیهای کامپیوتری آن قدر فراوان شدهاند که هر گاه به یک بازی مینگریم، چندین و چند عنوان مشابه با آن در ذهنمان قد علم میکنند و باعث میشوند تا با شک و تردید آن را خریداری کنیم. ایدهها ته کشیدهاند و حتی ایدههای باقی مانده نیز آن قدری جاه طلبانه هستند تا خیلی از سازندگان به خود جرئت ندهند تا طرف آنها بروند. به هر حال، داشتن یک ایده خوب و ناموفق بودن در بسط و توسعه دادن آن مشکل کوچکی نیست و حتی از کلیشههایی که با ظرافت و دقت بیشتری به کار گرفته شدهاند نیز کم ارزشترند. در برخی سبکها پیاده سازی ایدههای جدید چندان کار سادهای نیست، به قولی آن قدر شیره آنها کشیده شده است که دیگر جایی برای عرض اندام ایدههای نوین باقی نمانده است. یکی از این سبکها شوتر اول شخص است، حکمرانان این سبک آن قدر در دل طرفداران ریشه دواندهاند که دیگر کمتر بازی جدیدی میتواند حرفی برای گفتن داشته باشد. اما هنوز هم برخی سازندگان هستند که این جسارت را دارند تا ایدههای جدید و تازهای را در رگهای بازیشان جاری کنند و سعی کنند تا عنوانی متفاوت با دیگر بازیهای روز به بازار عرضه کنند.
گیرباکس (Gearbox) با بازی جدیدش یعنی Battleborn قصد داشت تا بار دیگر خاطرات خوش روزهای طلایی Borderlands را برای طرفداراناش زنده کند و با درسهایی که از سه نسخه مختلف Borderlands گرفته بود، بار دیگر قدم در میدان نهاده تا شانس خود را بیازماید و ببیند که هنوز هم میتواند با ایدههای نوین خود بازار را قبضه کند یا خیر. در ادامه با ما همراه باشید تا نگاهی به جدیدترین بازی استودیو گیرباکس یعنی Battleborn بیندازیم و ببینیم که تا چه حد توانسته موفق باشد.
اولین نکتهای که باید در مورد Battleborn در نظر داشته باشیم، این است که شما برای تجربه آن باید دائماً به اینترنت متصل باشید. به اندازه کافی در محافل مختلف (از جمله گیمفا) در مورد شایع شدن ساخت بازیهای تمام آنلاین و خوبیها و بدیهای آن صحبت شده است و مورد خاص دیگری باقی نمانده تا به آن اشاره شود، پس در مورد این مسئله دیگر صحبتی نخواهیم کرد. بازی البته یک بخش داستانی و تک نفره هم در خود جای داده است ولی برای تجربه کردن آن هم باید به اینترنت متصل باشید. به هر صورت و با وجود آن که هنوز برای برخی بازیبازان اتصال دائمی به اینترنت امکانپذیر (یا حتی خوشایند) نیست، گیرباکس اتصال به اینترنت را شرط اصلی تجربه Battleborn قرار داده است.
داستانی که باید کنار گذاشته میشد!
وقتی که بازی قرار است از اتصال دائمی به اینترنت بهره ببرد و بخش اعظم توجه سازندگان هم معطوف به بخش چند نفره بوده است، وجود بخش داستانی و تک نفره بسیار عجیب به نظر میرسد! با این وجود، گیرباکسیها یک بخش داستانی را در بازی قرار دادهاند و پیش از انتشار بازی هم روی آن مانور دادند و انتظارات طرفداران از این بخش را تا حدودی بالا بردند. بخش داستانی و تک نفره بازی از 8 مرحله مختلف که به هم مربوط هستند تشکیل شده است. روایت این 8 مرحله به سبک سریالهای تلوزیونی است. متاسفانه نه داستان بازی از کشش خاصی برخوردار است و نه نحوه روایت آن. داستان بازی بسیار کلیشهای پیش میرود و اگر آن طنز موجود در بازی (که البته آن هم گاهاً به بیراهه میرود، ولی باز هم وجودش بهتر از عدم وجودش است) هم نبود، تحمل بخش تک نفره بازی تقریباً غیر ممکن میشد. هوش مصنوعی دشمنان هم در حد نسل ششم به نظر میرسد و اصلاً قابل قبول نیست. آنها بدون هیچ برنامهای فقط در دستههای مختلف به سمت شما هجوم میآورند، گویی خودشان هم منتظر هستند تا شما آنها را قلع و قمع کنید! البته باز هم خوشبختانه میتوان این 8 مرحله را به صورت Co-Op هم تجربه کرد و در این صورت لذت بیشتری از تجربه آنها خواهید برد، چرا که بدون حضور دوستانتان این بخش زیادی خسته کننده و نامطبوع به نظر میرسد. هر چند که بخش تک نفره و داستانی بازی زیادی تحمیلی و به خاطر خالی نبودن عریضه به نظر میرسد. سازندگان خیلی راحت میتوانستند بخش تک نفره و داستانی را کنار بگذارند و مانور بیشتری روی بخش چند نفره بازی بدهند و مطمئن باشید که اگر این کار را انجام میدادند نتیجه خیلی خیلی بهتر از بازی حاضر میشد، اما در هر صورت این اتفاق نیفتاده است و بخش تک نفره و داستانی بازی تبدیل به نقطه ضعف آن شده است.
پر زد و خورد و سریع
بخش اصلی Battleborn همان بخش چند نفرهاش است، همان بخشی که مانور زیادی روی آن داده شد و در اصل به خاطر همین بخش پیش بازیبازان نامی برای خود دست و پا کرد. پیش از پرداختن به این بخش بیایید کمی به گیم پلی بازی بپردازیم. بازی به سبک شوتر اول شخص است و بسیاری از المانهای همیشگی این سبک در Battleborn نیز وجود دارند. در بازی 25 شخصیت مختلف (تا به این لحظه البته، در آیندهای نزدیک به تعداد آنها افزوده خواهد شد) وجود دارند و در ابتدا باید از میان آنها شخصیت دلخواه را انتخاب کنید. اولین نکته مثبت گیم پلی بازی هم همین شخصیتها هستند. آنها علاوه بر آن که تعداد بسیار بالایی دارند (وجود 25 شخصیت مختلف در یک بازی اصلاً مقدار کمی نیست) از لحاظ تنوع هم عملکرد درخشانی دارند. در ابتدا ممکن است تصور کنید این 25 شخصیت صرفاً قرار است ثابت کنند که سازندگان هم بلدند که چندین و چند شخصیت طراحی کنند. ممکن است فکر کنید که آنها تفاوت چندانی با یکدیگر نخواهند داشت ولی اصلاً اینگونه نیست. هر کدام از این شخصیتها ویژگیها و خصوصیات منحصر به فردی دارند و تفاوتهای میان آنها در ظاهرشان خلاصه نمیشود. ممکن است یک شخصیت سریعتر باشد یا دیگری قدرت بیشتری داشته باشد ولی در عوض سرعت کمتری داشته باشد. تمامی این ویژگیها با ظرافت و دقت خاصی در طراحی شخصیتها به کار رفتهاند. سیستم ارتقا و سطح بندی هم وجود دارد که باعث میشود تا این تنوع شخصیتها بیش از پیش به چشم بیاید. سازندگان به این تعداد شخصیت هم بسنده نکردهاند و در آینده به همراه بستههای الحاقی مختلف قرار است به تعداد شخصیتها بیفزایند.
گیم پلی بازی بسیار سریع و هیجانانگیز است. این سرعت دیوانهوار بازی بدون شک آن اوایل شما را بسیار تحت تاثیر قرار میدهد. جنب و جوش در بازی یک رکن اساسی به شمار میرود و باید مدام از این سو به آن سو بروید. این سرعت بالای گیم پلی نه تنها به آن صدمه نزده بلکه باعث شده تا هیجان ناشی از تجربه Battleborn به قدری بالا باشد که حتی در نگاه اول برخی ایرادها به چشم بازیبازان نیایند. سازندگان چندین و چند مکانیزم مختلف را برای طراحی گیم پلی بازی به کار بستهاند که برخی از آنها جواب دادهاند و برخی دیگر در نهایت به ضرر بازی تمام شدهاند. مثلاً در بازی تیرهای شخصیتها بینهایت است یا مثلاً آنها همواره میتوانند بدوند بدون آن که وقفهای در دویدن آنها وجود داشته باشد. حتی در صورت سقوط از ارتفاع هم هیچ صدمهای به شخصیتها وارد نمیشود. این نکات بیشتر در بخش تک نفره به ضرر بازی تمام شدهاند و در بخش چند نفره با وجود آن که باز هم کمی تاثیر منفی دارند، ولی آن قدرها هم بازی را غیر قابل تحمل نمیسازند. این مسائل باعث شدهاند تا بازی کمی از آن حال و هوای استراتژیکی خاصی که بازیهای چند نفره نیاز دارند دور شود و کاری کند تا بازیبازان حس کنند هر چه بیشتر گلوله شلیک کنند نتیجه بهتری خواهند گرفت. همین طور هم است، گاهی اوقات شلیک بی وقفه و دویدن بیهدف در سرتاسر محیط بازی بهترین استراتژی برای کسب نتیجه است!
خوشبختانه در هر 3 حالت بخش چند نفره بازی، ایرادات کمتری نسبت به بخش تک نفره وجود دارد و همین ایراداتی هم که بالا به آنها اشاره شد کمتر به چشم میآید. در بخش چند نفره بازیبازان به دو گروه 5 نفری تقسیم میشوند و وظیفه پیدا میکنند تا در نقشههای بازی به نبرد با یکدیگر بپردازند. بازی شامل 3 حالت Incursion، Devastation و Meltdown میشود. در هر 3 این حالات استراتژی و برنامه ریزی نقش به سزایی در موفقیت شما خواهد داشت و همچون بخش تک نفره، دکمه زنی صرف و شلیک بی هدف به اطراف کمک چندانی به شما نخواهد کرد. مثلاً در این حالات اگر شخصیتی را انتخاب کنید که از سلاح سرد بهره میبرد، حمله مستقیم به سمت دشمن به هیچ عنوان کارآمد نخواهد بود. شما باید آرام و بی سر و صدا به گوشههایی از نقشه که کمتر جلب توجه میکند حرکت کنید، منتظر یک موقعیت مناسب بمانید و سپس دشمن را به دیار باقی بفرستید. در بخش چند نفره شخصیتهای پشتیبان نقش بسیار مهمی دارند. بهتر است از همان ابتدا و قبل از آغاز بازی با دقت تمام دست به انتخاب شخصیت خود بزنید تا در هنگام بازی مدام خود را به خاطر انتخاب اشتباه شخصیت سرزنش نکنید.
حالات مختلف نیز هر کدام استراتژی خاص خود را میطلبند. مثلاً، در حالت Meltdown که در آن هر دو تیم باید مینیونها را به سمت مقر دیگری هدایت کنند (و هر مینیونی که با موفقیت به مقصد برسد، موجب کسب امتیاز برای تیم میشود و در نهایت تیمی که امتیاز بیشتری کسب کند برنده خواهد بود) و دوباره بحث استراتژی در این حالت مطرح میشود و باید به آن دقت فراوانی داشت. دو حالت دیگر بازی یعنی Incursion و Devastation (که به ترتیب در آنها باید مقر تیم مقابل را نابود و مقر تیم مقابل را تصرف کنید) هم هر یک استراتژیها و برنامه ریزی خاص خود را میطلبند و خوشبتانه در آنها از اصل احمقانه “شلیک کن تا پیروز شوی” که بخش تک نفره بازی بر مبنای آن ساخته شده خبری نخواهد بود. توانایی ارتقای شخصیت نیز همان طور که اشاره شد در بازی وجود دارد و یکی دیگر از ویژگیهای جالب توجه گیم پلی بازی است. در Battleborn همچون بسیاری از بازیهای دیگر امتیاز XP کسب میکنید که به کمک آنها میتوانید شخصیت خود را ارتقا دهید. این ارتقای شخصیتها کمک شایانی به تنوع شخصیتها در بازی نیز میکند، چرا که هر شخصیت پس از ارتقا تفاوتهایی را با شخصیت اولیهاش پیدا خواهد کرد که باعث میشود تا بازیبازان حس کنند که با شخصیتی کاملاً جدید در حال بازی هستند.
متاسفانه کمبود محتویات موجود در بازی این روزها به یک معضل تبدیل گشته و روز به روز هم بیشتر و فراگیرتر میشود. جدیدترین بازی گیرباکس هم به این مشکل نه چندان کوچک مبتلا است. البته مثلاً شخصیتها در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند و هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی عملکرد بسیار خیره کنندهای دارند، ولی این مسئله در مورد برخی مسائل دیگر صادق نیست. مثلاً، تعداد نقشههای موجود در بازی بسیار کم است و ممکن است پس از مدتی بازیبازان را زده کند. بازی در کل 3 حالت دارد و چند نقشه. درست است که یک بخش تک نفره هم در بازی وجود دارد اما هر چه در مورد آن کمتر صحبت کنیم بهتر است! سازندگان خیلی راحت میتوانستند از آن بخش تک نفره تحمیلی (که جا دارد باز هم اشاره شود یکی از بزرگترین نقاط ضعف بازی است!) فاکتور بگیرند و تمرکز بیشتری روی بخش چند نفره بگذارند، چه بسا که میتوانستند چند نقشه دیگر را هم برای بازی طراحی کنند و حتی حالتی جدید را برای بازی در نظر بگیرند. مشکل کمبود محتویات مشکلی است که مربوط به اوایل عرضه بازی است و پس از مدتی سازندگان آن را به لطف بستههای الحاقی کمرنگ و کمرنگتر میکنند. گیرباکس هم قول داده تا از Battleborn پشتیبانی خوبی به عمل بیاورد و با بستههای الحاقی مختلف که برخی از آنها پولی و برخی دیگر رایگان هستند روز به روز بازی را گسترش دهد. باید منتظر ماند و دید که این پشتیبانی در عمل به چه صورت خواهد بود ولی ای کاش از همان ابتدا سازندگان از بخش تک نفره صرف نظر و وقت بیشتری را صرف توسعه بخش چند نفره میکردند.
زیبا و خوش رنگ و لعاب
از لحاظ بصری بازیهای گیرباکس عمدتاً عملکرد قابل قبولی داشتهاند، مثلاً Borderlands که به خوبی توانست با آن سبک و سیاق گرافیکی خاص خود نظر بسیاری را به خود جلب کند. جدیدترین بازی آنها یعنی Battleborn هم از این قاعده مستثنی نیست. با وجود آن که بازی از موتور قدیمی و تاریخ مصرف گذشته Unreal Engine 3 استفاده میکند، ولی سازندگان به خوبی توانستهاند ایدههای خود را از لحاظ گرافیکی در بازی پیاده کنند. طراحی هنری بازی بسیار زیبا و چشمگیر است و بدون شک از این نظر بازی نمره قبولی را کسب خواهد کرد. استفاده از رنگهای شاد و مختلف باعث شده تا بازی خوش رنگ و لعاب باشد و کاری کند تا بازیبازان بیشتر به سمت بازی جذب شوند. مشکل گرافیکی خاصی هم در بازی به چشم نمیخورد. از لحاظ موسیقی اما بازی جای کار بیشتری داشت. موسیقیهایی که در بازی به گوش میخورند از لحاظ کمی ضعیف عمل میکنند و موسیقیهای بازی بسیار کم تعداد هستند. از نظر صداگذاری بازی عملکرد تقریباً مناسبی دارد و صدای شخصیتها با شوخیهای آنان تقریباً متناسب است.
بمبی که عمل نکرد
در مجموع Battleborn بازی است که میتوانست خیلی خیلی بهتر از اینها عمل کند و پتانسیل زیادی برای به موفقیت رسیدن داشت، اما، سازندگان به خاطر اتخاذ تصمیماتی عجیب نگذاشتند تا بازی به آن چه که استحقاقاش را داشت برسد. بخش تک نفره و داستانی بازی عملکرد ضعیفی دارد و سازندگان اگر آن را کنار میگذاشتند قطعاً به نتیجه بهتری میرسیدند. وجود 25 شخصیت مختلف در بازی یکی از نکات مثبت آن است و عملکرد سازندگان از این نظر قابل تحسین است. بخش چند نفره بازی جذاب است ولی از مشکل کمبود محتویات رنج میبرد. شاید در آینده و با عرضه بستههای الحاقی این بخش کامل و کاملتر شود ولی در حال حاضر کمبود محتویات بازی آزار دهنده است. از نظر گرافیکی هم بازی عملکرد قابل قبولی دارد و گرافیک هنری بازی واقعاً چشمگیر است، ولی موسیقیهای بازی تکراری هستند. صداگذاری شخصیتها نیز تقریباً قابل قبول است. در مجموع، Battleborn اصلاً بازی ضعیفی نیست ولی سازندگان میتوانستند از پتانسیل آن بیشتر بهره ببرند و بازی کاملتری را تحویل طرفداران دهند. باید منتظر بمانیم و ببینیم که رقیب اصلی Battleborn یعنی Overwatch (ساخته شرکت Blizzard) چگونه عمل خواهد کرد.